فرهنگ آریان‌پور

غیر مهم

#۱۴۳٬۳۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

small

کوچک، خرده، ریز، محقر، خفیف، پست، غیر مهم، جزیى، کم، دون، کوچک شدن یا کردن

۲

casual

اتفاقى، غیر مهم، غیر جدى

۳

incidental

فرعى، ضمنى، تابع، غیر مهم، اتفاقى، لازم، رخ دهنده، محتمل الوقوز

۴

unessential

غیر ضرورى، غیر مهم، غیر اساسى، غیر اصلى

۵

indifferent

خونسرد، لاقید، بیطرف، بى تمایل، جزیى، بى اثر، ناچیز، نه چندان خوب