واژههای فارسی←غیر منجمدفرهنگ آریانپورغیر منجمد#۱۴۳٬۳۱۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱unfrozen(past: unfroze ; past participle: unfrozen) ـ آب کردن، یخ را ذوب کردنواژههای نزدیک در الفباغیر بسته ای کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغیر بشریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغیر بغرنجمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغیر بومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغیر بهداشتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیغیر بیماری زامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر