فرهنگ آریان‌پور

غیر منتظره

#۱۴۳٬۳۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

unlooked for

غیر منتظره

۲

sudden

ناگهانى، ناگهان، بى خبر، بى مقدمه، فورى، تند، به طور غافلگیر، غیر منتظره، سریع

۳

untimely

نابهنگام، بیموقع، نامعقول، غیر منتظره، بیگاه

۴

supervenient

غیر مترقبه، غیر منتظره

۵

windfall

میوه باد انداخته، ثروت باد اورده

۶

unexpected

ناگاه، غیره مترقبه، غیرمنتظره unlookedfor

۷

precipitate

بشدت پرتاپ کردن، شتاباندن، بسرعت عمل کردن، تسریع کردن، سراشیب تند داشتن، ناگهان سقوط کردن، غیر محلول و ته نشین شونده، جسم تعلیق شونده یا متراسب، خیلى سریع، بسیار عجول، ناگهانى، رسوب شیمیایى