فرهنگ آریان‌پور

غیر معقول

#۱۴۳٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

unconscionable

غیر معقول، گزاف، خلاف وجدان، بى وجدان

۲

erratic

نامنظم، سرگردان، غیر معقول، متلون، غیر قابل پیش بینى، دمدمى مزاج

۳

extravagant

گزافگر، غیر معقول، عجیب، غریب، گزاف، مفرط

۴

inconsequent

(inconsecutive =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه

۵

inconsecutive

(inconsequent =) ـ فاقد ارتباط منطقى، بى ربط، گسیخته، نادرست، غیر معقول، بى نتیجه