فرهنگ آریانپور
غیر مستقیم
#۱۴۳٬۲۳۰
sideway
غیر مستقیم، یک طرفه، فرعى، از پهلو
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
devious
بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه
mediate
میانى، وسطى، واقع در میان، غیر مستقیم، میانجى گرى کردن، وساطت کردن، پابمیان گذاردن، در میان واقع شدن
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
circuity
پیرامون، محیط، حوزه، غیر مستقیم، مدار حرکت
tortuous
درشکن، پیچاپیچ، غیر مستقیم، پیچ و خم دار، فریبکار
circular
دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار circular secondhand
obliquity
انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى