فرهنگ آریان‌پور

غیر مستقیم

#۱۴۳٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sideway

غیر مستقیم، یک طرفه، فرعى، از پهلو

۲

indirect

غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج

۳

devious

بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه

۴

mediate

میانى، وسطى، واقع در میان، غیر مستقیم، میانجى گرى کردن، وساطت کردن، پابمیان گذاردن، در میان واقع شدن

۵

oblique

مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه

۶

circuity

پیرامون، محیط، حوزه، غیر مستقیم، مدار حرکت

۷

tortuous

درشکن، پیچاپیچ، غیر مستقیم، پیچ و خم دار، فریبکار

۸

circular

دایره اى، مدور، بخشنامه، مستدیر، دایره وار circular secondhand

۹

obliquity

انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى