فرهنگ آریانپور
غیر مداوم
#۱۴۳٬۲۱۳
aperiodic
نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى
discontinuous
منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته
halting
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt
#۱۴۳٬۲۱۳
نادوره اى، نامنظم، غیر مداوم، غیر نوسانى
منقطع، غیر مداوم، منفصل، ناپیوسته
ایست، مکث، درنگ، سکته، ایست کردن، مکث کردن، لنگیدن، توقف، متوقف کردن، متوقف شدن halt