فرهنگ آریانپور
غیر متعادل کردن
#۱۴۳٬۱۶۴
unbalance
غیر متعادل کردن، تعادل (چیزى را) بر هم زدن، اختلال مشاعر پیدا کردن، عدم توازن، اختلال مشاعر
disequilibrate
غیر متعادل کردن، بدون تعادل کردن
depolarize
از قطب انداختن، بدون قطب کردن، غیر متعادل کردن، متضاد کردن