فرهنگ آریانپور
غیر کشیش
#۱۴۳٬۱۲۸
lay
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى lie
layman
شخص عامى، عامى، شخص غیر روحانى، خارج از حرفه یا فن خاصى، شخص غیر وارد، ناویژه کار