فرهنگ آریانپور
الت دست
#۱۴٬۲۹۳
stooge
آلت دست، دست نشانده، دلقک، آلت دست شدن
cat's paw
آلت دست، پنجه گربه
tool
ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن tool cat'spaw
automaton
آدم مکانیکى، ماشینى که کارهاى انسان را مى کند، (مجازى) آدم بى اراده، آلت دست، ماشین، ماشین خودکار
guinea pig
(جانور شناسى) خوکچه هندى، انسان یا حیوانى که روى آن آزمایش به عمل مى آید، آلت دست
toy
اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن
pawn
پیاده شطرنج، گرو، گروگان، وثیقه، رهن دادن، گرو گذاشتن
picayune
(picayubnish =) ـ جزیى، بى ارزش، پست، ناچیز
figurehead
رئیس پوشالى، رئیس بى نفوذ، دست نشانده
instrument
وسیله، آلت، اسباب، ادوات، سند
fall guy
ساده لوح، زود باور