فرهنگ آریان‌پور

غیر عادی

#۱۴۲٬۸۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend حقوق‌

۲

funny

مضحک، خنده دار، خنده آور، عجیب، بامزه funny wayout زیست‌ شناسی‌

۳

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن sport خودمانی‌

۴

funky

متوحش، بوى نا گرفته، بدبو nut case

۵

batty

چوگان مانند، (مجازى) دیوانه، احمق kookie kooky

۶

nutty

پر گردو، پرفندق، معطر، دیوانه

۷

screwy

خل، عجیب و غریب، گمراه کننده

۸

extrajudicial

خارج از موضوع مطرح شده در دادگاه، غیررسمى، خارج از صلاحیت قضایى آدم‌