فرهنگ آریانپور
غیر عادی
#۱۴۲٬۸۸۰
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend حقوق
funny
مضحک، خنده دار، خنده آور، عجیب، بامزه funny wayout زیست شناسی
sport
ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن sport خودمانی
funky
متوحش، بوى نا گرفته، بدبو nut case
batty
چوگان مانند، (مجازى) دیوانه، احمق kookie kooky
nutty
پر گردو، پرفندق، معطر، دیوانه
screwy
خل، عجیب و غریب، گمراه کننده
extrajudicial
خارج از موضوع مطرح شده در دادگاه، غیررسمى، خارج از صلاحیت قضایى آدم