فرهنگ آریان‌پور

غیر صریح

#۱۴۲٬۸۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

inexplicit

غیر صریح، به طور ضمنى، بدون توضیح، دشوار

۲

imprecise

غیر دقیق، نادرست، بى صراحت، غیر صریح، مبهم

۳

indefinite

نا محدود، بیکران، بى حد، بى اندازه، غیر قابل اندازه گیرى، نامعین، غیر قطعى، (به طور صفت) غیر صریح، نکره

۴

noncommittal

رد کننده، غیر صریح، غیر مشخص

۵

unintelligible

غیر مفهوم، غامض، پیچیده، غیر صریح

۶

oblique

مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه

۷

implicit

التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى

۸

indirect

غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج

۹

obliquity

انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى