فرهنگ آریانپور
غیر صریح
#۱۴۲٬۸۵۲
inexplicit
غیر صریح، به طور ضمنى، بدون توضیح، دشوار
imprecise
غیر دقیق، نادرست، بى صراحت، غیر صریح، مبهم
indefinite
نا محدود، بیکران، بى حد، بى اندازه، غیر قابل اندازه گیرى، نامعین، غیر قطعى، (به طور صفت) غیر صریح، نکره
noncommittal
رد کننده، غیر صریح، غیر مشخص
unintelligible
غیر مفهوم، غامض، پیچیده، غیر صریح
oblique
مایل، مورب، اریب، غیر مستقیم، منحرف، حاده یا منفرجه
implicit
التزامى، مجازى، اشاره شده، مفهوم، تلویحا فهمانده شده، مطلق، بى شرط، تلویحى، ضمنى
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
obliquity
انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى