فرهنگ آریان‌پور

غیر جسمانی

#۱۴۲٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

incorporate

یکى کردن، به هم پیوستن، متحد کردن، داخل کردن، جادادن، داراى شخصیت حقوقى کردن، ثبت کردن (در دفتر ثبت شرکتها)، آمیختن، ترکیب کردن، معنوى، غیر جسمانى

۲

intangible

لمس ناپذیر، (مجازى) بغرنج، درک نکردنى، مال غیر عینى، نا هویدا

۳

incorporeal

غیر مادى، بى جسم، مجرد، معنوى