فرهنگ آریان‌پور

غیبت

#۱۴۲٬۶۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

absence

نبودن، غیبت، غیاب، حالت غیاب، فقدان

۲

fadeaway

ناپدیدى، غیبت، زوال

۳

absenteeism

حالت غایب بودن، غیبت

۴

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۵

dirt

چرک، کثافت، لکه، خاک

۶

talk

گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن

۷

scandal

رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن