فرهنگ آریانپور
غیبت
#۱۴۲٬۶۵۶
absence
نبودن، غیبت، غیاب، حالت غیاب، فقدان
fadeaway
ناپدیدى، غیبت، زوال
absenteeism
حالت غایب بودن، غیبت
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
dirt
چرک، کثافت، لکه، خاک
talk
گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن