فرهنگ آریانپور
غور
#۱۴۲٬۵۵۸
dive
(past: dived, dove ; past participle: dived) ـ شیرجه رفتن، غواصى کردن، (مجازى) فرو رفتن، تفحص کردن، شیرجه، (مج) غور
contemplation
تفکر، تامل، غور، تعمق
meditation
عبادت، تفکر، اندیشه، تعمق
reflection
(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
cerebration
به کار بردن مغز، تفکر