فرهنگ آریان‌پور

غنودن

#۱۴۲٬۵۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

snug

آماده و مجهز، گرم و نرم، به اندازه، راحت و آسوده، امن و امان، دنج، راحت، آسوده، غنودن، به طور دنج قرار گرفتن

۲

nuzzle

با پوزه کاویدن یا بو کردن، پوزه به خاک مالیدن، غنودن، عزیز داشتن

۳

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۴

bed

بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن

۵

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن

۶

lounge

لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت

۷

nestle

آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن

۸

ensconce

استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن lollop