فرهنگ آریانپور
غنودن
#۱۴۲٬۵۳۰
snug
آماده و مجهز، گرم و نرم، به اندازه، راحت و آسوده، امن و امان، دنج، راحت، آسوده، غنودن، به طور دنج قرار گرفتن
nuzzle
با پوزه کاویدن یا بو کردن، پوزه به خاک مالیدن، غنودن، عزیز داشتن
repose
گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت
bed
بستر، کف، رختخواب، (مجازى) طبقه، ته، باغچه، خوابیدن (در بستر)، تشکیل طبقه دادن
relax
لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن
lounge
لمیدن، لم دادن، محل استراحت و لم دادن، اتاق استراحت، سالن استراحت، صندلى راحتى، تن آسایى، وقت گذرانى به بطالت
nestle
آشیان گرفتن، لانه کردن، آسودن، در آغوش کسى خوابیدن
ensconce
استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن lollop