فرهنگ آریانپور
غمگین
#۱۴۲٬۴۸۸
sad
غمگین، اندوگین، غمناک، نژند، محزون، اندوهناک، دلتنگ، افسرده و ملول
careworn
غمگین، مضطرب
cheerless
غمگین، افسرده، ناشاد
sorrowful
غمگین، محزون افسرده، اندوهناک، دژکام
down
پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)
grum
(glum، morose) غمگین، اخمو
sorry
متاثر، متاسف، غمگین، ناجور، بدبخت
triste
(tristful =) ـ اندوهناک، گرفته، محزون، غمگین
joyless
بیخوشى، بیشادى، خالى از کیف، ته یاز شادى، غمگین، غمین
dolesome
اندوهناک، غمگین
depressed
دژم، دلتنگ، پریشان، افسرده، غمگین، ملول
heartsore
دل افسرده، دل ریش، دل گرفته، غمگین
melancholy
مالیخولیا، سودا، سودا زدگى، غمگین
heavyhearted
دلتنگ، افسرده، غمگین، دل افسرده
dreary
دلتنگ کننده، مایه افسردگى
dispirited
افسرده کردن، دلسرد کردن، روحیه را باختن