فرهنگ آریانپور
غلیظ کردن
#۱۴۲٬۴۲۲
condense
همچگال، متراکم، متراکم کردن، هم چگال کردن، تغلیظ کردن، منقبض کردن، مختصر و مفید کردن، خلاصه کردن، چگالیدن
thicken
کلفت کردن، ستبر کردن، ضخیم کردن، پرپشت کردن، کلفت تر شدن، غلیظ شدن
evaporate
تبخیر کردن، تبدیل به بخار کردن، تبخیر شدن، بخار شدن، خشک کردن، بربادرفتن
concentrate
متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغلیظ