فرهنگ آریانپور
غلیان احساسات
#۱۴۲٬۴۱۰
agony
درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن
flare
روشنایى خیره کننده و نامنظم، زبانه کشى، شعله زنى، شعله، چراغ یا نشان دریایى، نمایش، خود نمایى، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن
#۱۴۲٬۴۱۰
درد، رنج، تقلا، سکرات مرگ، جانکندن
روشنایى خیره کننده و نامنظم، زبانه کشى، شعله زنى، شعله، چراغ یا نشان دریایى، نمایش، خود نمایى، با شعله نامنظم سوختن، از جا در رفتن