فرهنگ آریان‌پور

غلنبه

#۱۴۲٬۳۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

knotted

گره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دار

۲

swelling

آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه