فرهنگ آریان‌پور

غلط کردن - حساب -

#۱۴۲٬۳۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

miscast

(past: miscast ; past participle: miscast) ـ بناحق انداختن، حساب غلط کردن، (در نمایش) بد بازى کردن، براى نقش خود مناسب نبودن

۲

misreckon

بد حساب کردن، بد شمردن، حساب غلط کردن