فرهنگ آریانپور
غلبه کردن
#۱۴۲٬۲۳۹
overpower
استیلا یافتن بر، فتح و غلبه کردن
win
(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد
beat
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش
conquer
پیروزى یافتن بر، فتح کردن، تسخیر کردن
overcome
(past: overcame ; past participle: overcome) ـ چیره شدن، پیروز شدن بر، مغلوب ساختن، غلبه یافتن
surmount
بالا قرار گرفتن، غالب آمدن بر، برطرف کردن، از میان برداشتن، فائق آمدن