فرهنگ آریان‌پور

غلبه‌ کردن

#۱۴۲٬۲۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

overpower

استیلا یافتن بر، فتح و غلبه کردن

۲

win

(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد

۳

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۴

conquer

پیروزى یافتن بر، فتح کردن، تسخیر کردن

۵

overcome

(past: overcame ; past participle: overcome) ـ چیره شدن، پیروز شدن بر، مغلوب ساختن، غلبه یافتن

۶

surmount

بالا قرار گرفتن، غالب آمدن بر، برطرف کردن، از میان برداشتن، فائق آمدن