فرهنگ آریان‌پور

غل و غش

#۱۴۲٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

alloy

بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن