فرهنگ آریانپور
غل
#۱۴۲٬۱۸۰
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
chains
زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن chain
collar
یقه، یخه، گریبان، گردن بند