فرهنگ آریانپور
الایش
#۱۴٬۲۱۸
contamination
آلایش، آلودگى، کثافت، عدم خلوص، ناپاکى
stain
لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى
blot
لکه دار کردن یا شدن، لک، لکه، بدنامى، عیب، پاک شدگى
alloy
بار (در فلزات)، عیار، درجه، ماخذ، آلیاژ فلز مرکب، ترکیب فلز بافلز گرانبها، (مجازى) آلودگى، شائبه، عیار زدن، معتدل کردن