فرهنگ آریانپور
غضب
#۱۴۲٬۱۴۲
fury
غضب، غیظ، هیجان شدید و تند، خشم، درنده خویى، روح انتقام، آشوب، اضطراب، شدت
deforcement
غضب
fume
دود، بخار، بخور، گاز، غضب، بخار دادن، دود دادن، باغضب حرف زدن
huff
رنجیدن، قهر کردن، اوقات تلخى کردن، ترساندن، آماس کردن، تغیر، عصبانیت، غضب
rage
دیوانگى، خشم، غضب، خروشیدن، میل مفرط، خشمناک شدن، غضب کردن، شدت داشتن
anger
برآشفتگى، خشم، غضب، خشمگین کردن، غضبناک کردن
furor
دیوانگى، خشم زیاد، عشق مفرط، غضب
gouge
منقار، اسکنه جراحى، به زور ستانى، غضب، جبر، در آوردن، کندن، با اسکنه کندن، به زور ستاندن، گول زدن
wrath
خشم، غضب، غیظ، اوقات تلخى زیاد، قهر madness
temper
آب دادن (فلز)، درست ساختن، درست خمیر کردن، ملایم کردن، معتدل کردن، میزان کردن، مخلوط کردن، مزاج، حالت، خو، خلق، قلق، خشم، غضب
outburst
طغیان، ظهور، فوران، انفجار، غضب
exasperation
تشدید، غضب