فرهنگ آریان‌پور

غریدن

#۱۴۲٬۰۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

peal

صداى پیوسته، صداى مسلسل، غوغا، طنین متناوب، ناقوس یا زنگ، صداى ناقوس، غریدن، ترق و تروق کردن، هیاهو و غوغا کردن، صداى گوشخراش دادن

۲

boom

غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک

۳

roar

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۴

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۵

snort

خرناس، خرخر، جرعه مشروب، خروپف کردن، زفیر کشیدن، غریدن

۶

rumble

صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند

۷

fulminate

(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن

۸

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن