واژههای فارسی←اب توی چیزی ریختنفرهنگ آریانپوراب توی چیزی ریختن#۱۴۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱waterآب، آبگونه، پیشاب، مایع، آب دادنواژههای نزدیک در الفبااب بینیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی بالاکشیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را با صدا بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی را بالا کشیدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاب بینی کسی راه افتادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر