غریب
#۱۴۱٬۹۸۳
baroque
غریب، آرایش عجیب و غریب، بى تناسب، وابسته به سبک معمارى در قرن هیجدهم، سبک بى قاعده و ناموزون موسیقى
unco
(اسکاتلند) بسیار، جالب توجه، عجیب، غریب، شخص غریبه، ناشناس، خجالتى، غیر عادى، خارق العاده، مهیج، هیجان، مرموز
freaky
بوالهوس، دمدمى، غریب (و عجیب)
curious
کنجکاو، نادر، غریب
uncanny
غیر طبیعى، غریب، وهمى، جدى، زیرک
unheard
نشنیده، ناشنیده، بى سابقه، توجه نشده، به گوش نخورده، غیر مسموع، غیر معروف، غریب
unmoral
غیراخلاقى، غریب
unusual
غیرعادى، غیر معمول، غریب، مخالف عادت
singular
تکین، منفرد، مفرد، تک، فرد، فرید، فوق العاده، خارق العاده، غریب، (دستور زبان) واژه مفرد، صیغه مفرد، غرابت، شگفتى، یکتایى، منحصر بفردى
stranger
ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس
eccentric
گریزنده از مرکز، بیرون از مرکز، (مجازى) غیر عادى، غریب، عجیب
immigrant
مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره
nostalgic
دلتنگ، غریب
extravagant
گزافگر، غیر معقول، عجیب، غریب، گزاف، مفرط
expatriate
از کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن میهن، تبعیدى
thundering
تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن