فرهنگ آریان‌پور

غریب

#۱۴۱٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

baroque

غریب، آرایش عجیب و غریب، بى تناسب، وابسته به سبک معمارى در قرن هیجدهم، سبک بى قاعده و ناموزون موسیقى

۲

unco

(اسکاتلند) بسیار، جالب توجه، عجیب، غریب، شخص غریبه، ناشناس، خجالتى، غیر عادى، خارق العاده، مهیج، هیجان، مرموز

۳

freaky

بوالهوس، دمدمى، غریب (و عجیب)

۴

curious

کنجکاو، نادر، غریب

۵

uncanny

غیر طبیعى، غریب، وهمى، جدى، زیرک

۶

unheard

نشنیده، ناشنیده، بى سابقه، توجه نشده، به گوش نخورده، غیر مسموع، غیر معروف، غریب

۷

unmoral

غیراخلاقى، غریب

۸

unusual

غیرعادى، غیر معمول، غریب، مخالف عادت

۹

singular

تکین، منفرد، مفرد، تک، فرد، فرید، فوق العاده، خارق العاده، غریب، (دستور زبان) واژه مفرد، صیغه مفرد، غرابت، شگفتى، یکتایى، منحصر بفردى

۱۰

stranger

ناشناس، بیگانه، خارجى، غریبه، عجیب، غیر متجانس

۱۱

eccentric

گریزنده از مرکز، بیرون از مرکز، (مجازى) غیر عادى، غریب، عجیب

۱۲

immigrant

مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره

۱۳

nostalgic

دلتنگ، غریب

۱۴

extravagant

گزافگر، غیر معقول، عجیب، غریب، گزاف، مفرط

۱۵

expatriate

از کشور خود راندن، تبعید کردن، ترک کردن میهن، تبعیدى

۱۶

thundering

تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن