فرهنگ آریان‌پور

غرولند کردن

#۱۴۱٬۹۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

begrudge

غرولند کردن، غبطه خوردن، مضایقه کردن

۲

groin

کشاله ران، بیخ ران، (در معمارى) محل تلاقى دو طاق، دوطاقه کردن، مثل خوک فریاد کردن، غرولند کردن

۳

squawk

جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد

۴

complain

شکایت کردن، غرولند کردن، نالیدن

۵

crab

خرچنگ، برج سرطان، خرچنگ گرفتن، (آمریکایى) جرزدن، عصبانى کردن، عصبانى شدن، باعث تحریک و عصبانیت شدن، آدم ترشرو، کج خلق

۶

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى kick خودمانی‌

۷

gripe

شکایت، شکوه کردن، نق نق زدن، گله کردن، گله، محکم گرفتن، با مشت گرفتن، آزردن، فهمیدن، گیر، گرفتن، چنگ، تسلط، مهارت، درد سخت، تشنج موضعى، قولنج

۸

murmur

زمزمه، سخن نرم، شکایت، شایعات، زمزمه کردن

۹

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۱۰

grizzle

خاکسترى، قزل، سرخ تیره، موى سفید، خرس خاکسترى آمریکا، نیشخند زدن، نالیدن، خاکسترى کردن

۱۱

bellyache

شکم درد، قولنج، دل درد