فرهنگ آریان‌پور

غرولند

#۱۴۱٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gnarl

پیچ دادن، گره دار کردن، (چوب) گره درخت یا چوب، غرولند، زوزه

۲

rumble

صداى ریز و سنگین درآوردن، غریدن، چیز پر سر و صدا، شکایت، چغلى، غرولند

۳

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۴

crabby

خرچنگ مانند، (مجازى) پیچیده

۵

murmur

زمزمه، سخن نرم، شکایت، شایعات، زمزمه کردن

۶

mutter

من من، غرغر، لند لند، سخن زیر لب، من من کردن، جویده سخن گفتن، غرغر کردن

۷

grumble

ژکیدن، لندلند، غرغر کردن، گله کردن، ناله، گله

۸

complaint

شکایت، دادخواهى