فرهنگ آریان‌پور

غرش

#۱۴۱٬۸۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

boom

غرش (توپ یاامواج)، صداى غرش، غریو، پیشرفت یا جنبش سریع و عظیم، توسعه عظیم (شهر)، غریدن، غریو کردن (مثل بوتیمار)، بسرعت درقیمت ترقى کردن، توسعه یافتن، تیر کوچک

۲

fulmination

غرش، فحاشى، تهدید

۳

thunderpeal

غرش رعد، صداى رعد، غرش

۴

thunder

تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن

۵

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۶

din

صداى بلند، غوغا، طنین بلند، طنین افکندن

۷

peal

صداى پیوسته، صداى مسلسل، غوغا، طنین متناوب، ناقوس یا زنگ، صداى ناقوس، غریدن، ترق و تروق کردن، هیاهو و غوغا کردن، صداى گوشخراش دادن

۸

roll

طومار، لوله، توپ (پارچه و غیره)، صورت، ثبت، فهرست، پیچیدن، چیز پیچیده، چرخش، گردش، غلتک، نورد، غلتاندن، غلت دادن، غل دادن، غلتک زدن، گرد کردن، به دوران انداختن، غلتیدن، غلت خوردن، گشتن، تراندن، تردادن، تلاطم داشتن

۹

crash

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط

۱۰

discord

ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن