غربال
#۱۴۱٬۸۳۲
bunt
فشار با سر، (در بیسبال) زدن توپ، ناخوشى قارچى گندم، غربال، زدن، فشار دادن، (زبان عامیانه) توپ زدن، الک کردن، اصلاح کردن
harp
چنگ (آلت موسیقى)، چنگ زدن، به صدا در آوردن، ترغیب کردن، غربال، الک، سرند
scalp
پوست فرق سر، پوست سر با مو، جمجمه، فرق سر، الک، غربال، پوست کندن از سر
sieve
الک، آردبیز، پرویزن، غربال، الک کردن، غربال کردن
jigger
طناب قرقره، بادبان کوچک، یک جور کرجى کوچک، رقاص، رامشگر، ماشین نم مالى، جرثقیل آبى، درشکه یک اسبه، گارى تک اسبه، خمره رنگ رزى، غربال
screen
پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن
ethmoid
(کالبد شکافى) غربال، استخوان غربالى (bone) استخوان پرویزنى، غربالى
mesh
سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن