فرهنگ آریان‌پور

غده

#۱۴۱٬۶۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

wen

غده، دمل، (پزشکى) ورم روى پوست

۲

gland

غده، هر عضو ترشح کننده، دشبل، غده عرقى، حشفه مرد، بظر زن

۳

knot

گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى

۴

node

گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى

۵

tumor

(tumour =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده

۶

tumour

(tumor =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده

۷

knurl

گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله

۸

growth

رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل