فرهنگ آریانپور
غده
#۱۴۱٬۶۵۵
wen
غده، دمل، (پزشکى) ورم روى پوست
gland
غده، هر عضو ترشح کننده، دشبل، غده عرقى، حشفه مرد، بظر زن
knot
گره، برکمدگى، دژپیه، غده، چیز سفت یا غلنبه، مشکل، عقده، واحد سرعت دریایى معادل 6076.10 فوت در ساعت، گره زدن، به هم پیوستن، گیر انداختن، گره خوردن، منگوله دار کردن، گره دریایى
node
گره، اشکال، دشوارى، برآمدگى، ورم، غده، منحنى
tumor
(tumour =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده
tumour
(tumor =) ـ دشبل، تومور، برآمدگى، ورم، غده
knurl
گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله
growth
رشد، نمود، روش، افزایش، ترقى، پیشرفت، گوشت زیادى، تومور، چیز زائد، نتیجه، اثر، حاصل