فرهنگ آریانپور
غبار
#۱۴۱٬۶۱۶
dust
خاک، گرد و خاک، غبار، خاکه، ذره، گردگیرى کردن، ریختن، پاشیدن (مثل گرد)، تراب
film
فیلم، غشا، پرده نازک، فیلم عکاسى، فیلم سینما، (در جمع) سینما، غبار، تارى چشم، فیلم برداشتن از
mist
مه، غبار، تارى چشم، ابهام، مه گرفتن
haze
مه کم، بخار، ناصافى یا تیرگى هوا، ابهام، گرفته بودن، مغموم بودن، روشن نبودن مه، موضوعى (براى شخص)، متوحش کردن، زدن، بستوه آوردن، سرزنش کردن
powder
پودر، پودر صورت، گرد، باروت، دینامیت، پودر زدن به، گرد زدن به، گرد مالیدن به صورت گرد درآوردن