فرهنگ آریان‌پور

غایب

#۱۴۱٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

absent

غایب، مفقود، غیر موجود، پریشان خیال

۲

away

کنار، یکسو، به یک طرف، دور از، خارج، بیرون از، غایب، درسفر، بیدرنگ، پیوسته، به طور پیوسته، متصلا، مرتبا، از آنجا، از آن زمان، پس از آن، بعد، از آن روى، رفته، بیرون، دور افتاده، دور، فاصله دار، ناجور، متفاوت

۳

absentee

مالک غایب، غایب، مفقودالاثر، شخص غایب

۴

in absentia

(لاتین) غایب، در غیبت

۵

defaulter

کوتاهى کننده، قصور کننده، طفره زن، سرباز مقصر