فرهنگ آریانپور
غالب
#۱۴۱٬۵۶۹
predominant
غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، عمده، برجسته
dominant
چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر
conqueror
فاتح، غالب، پیروز، کشورگشا
prevailing
چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن
overbearing
مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع
ruling
قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule
preponderant
برتر، مسلط، داراى مزیت