فرهنگ آریان‌پور

غالب

#۱۴۱٬۵۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

predominant

غالب، مسلط، حکمفرما، نافذ، عمده، برجسته

۲

dominant

چیره، مسلط، حکمفرما، نافذ، غالب، برجسته، نمایان، عمده، مشرف، متعادل، مقتدر، مافوق، برتر

۳

conqueror

فاتح، غالب، پیروز، کشورگشا

۴

prevailing

چربیدن، غالب آمدن، مستولى شدن، شایع شدن

۵

overbearing

مغرور، از خود راضى، منکوب گر، طاقت فرسا، غالب، قاطع

۶

ruling

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش rule

۷

preponderant

برتر، مسلط، داراى مزیت