غارت کردن
#۱۴۱٬۵۱۱
harry
غارت کردن، چاپیدن، لخت کردن، ویران کردن، آزردن، بستوه آوردن
despoil
غارت کردن، ربودن (بیشتر با of)
depredate
غارت کردن، به یغما بردن، از بین بردن، تلف کردن
gut
روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، (در جمع) دل و روده، احشاء، پر خورى، شکم گندگى، طاقت، جرات، بنیه، نیرو، روده در آوردن از، غارت کردن، حریصانه خوردن
loot
غارت، چپاول، تاراج، استفاده نامشروع، غارت کردن (شهرى که اشغال شده)، چاپیدن
raven
(ravin =) ـ کلاغ سیاه، غراب، کلاغ زنگى، مشکى، حرص زدن، غارت کردن، قاپیدن، با ولع بعلیدن، صید، شکار، طعمه شکارى، چپاول raven reave spoil spoliate
forage
علیق، علوفه، علف، تلاش و جستجو براى علیق، غارت کردن، پى علف گشتن، کاوش کردن
harrow
چنگک زمین صاف کن و ریشه جمع کن، کلوخ شکن، با چنگک زمین را صاف کردن، آزردن، زخم کردن، جریحه دار کردن، غارت کردن، آشفته کردن
maraud
نهب و غارت کردن، به قصد غارت حمله کردن، دله دزدى یا تلاش کردن، غارت کردن، چپاول کردن
rapine
غارت، دستبرد، ربایش، غصب، غارت کردن
ravage
غارت، یغما، تاخت و تاز، ویرانى، ستمگرى، ویران کردن، غارت کردن، تاخت و تاز کردن، بلا زده کردن
plunder
غارت، چپاول، تاراج، یغما، غنیمت، غارت کردن، چاپیدن