فرهنگ آریانپور
عینی
#۱۴۱٬۴۸۸
objective
مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور
ocular
چشمى، بصرى، باصره اى، وابسته به دید چشم، فطرى
concrete
سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات
tangible
قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى