فرهنگ آریان‌پور

عینی

#۱۴۱٬۴۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

objective

مقصود، هدف، عینى، معقول، قابل مشاهده، بى طرف، علمى و بدون نظر خصوصى، حالت مفعولى، برونى، منظور

۲

ocular

چشمى، بصرى، باصره اى، وابسته به دید چشم، فطرى

۳

concrete

سفت کردن، با شفته اندودن یا ساختن، به هم پیوستن، ساروج کردن واقعى، به هم چسبیده، سفت، بتون، ساروج شنى، اسم ذات

۴

tangible

قابل لمس، محسوس، پر ماس پذیر، لمس کردنى