فرهنگ آریان‌پور

عینک

#۱۴۱٬۴۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

eyeglass

عینک فنرى، عینک، عینک یک چشم، شیشه ى دوربین یاذره بین

۲

specs

مشخصات، عینک

۳

glass

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن

۴

glasses

شیشه، آبگینه، لیوان، گیلاس، جام، استکان، آئینه، شیشه دوربین، شیشه ذره بین، عدسى، شیشه آلات، آلت شیشه اى، عینک، شیشه گرفتن، عینک دار کردن، شیشه اى کردن، صیقلى کردن glass

۵

lorgnette

ذره بین یا عینک دسته دارى که در اپراها ونمایشگاههابکارمیرود، عینک دسته بلند، عینک، عینک پنسى، عینک مخصوص روى بینى

۶

spectacles

تماشا، منظره، نمایش، (در جمع) عینک

۷

interpupillary

واقع در بین دو مردمک چشم، بین دو عدسى، عینک

۸

glass eye

(به صورت جمع) عینک، چشم شیشه اى، چشم مصنوعى

۹

winker

چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، برق زدن، باز و بسته شدن، چشمک، اغماض کردن