فرهنگ آریانپور
عیناً
#۱۴۱٬۴۴۳
just
(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم
very
بسیار، خیلى، بسى، چندان، فراوان، زیاد، حتمى، واقعى، فعلى، خود آن، همان، عیناً
exact
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
plumb
ژرف پیما، شاقول عمودى، گلوله سربى راست، به طور عمودى، عمودا، درست، عیناً، لوله کشى کردن، ژرف یابى کردن، عمق پیمودن، عمودى قرار دادن، با شاقول آزمودن، با سرب مهر و موم کردن، شاقولى افتادن، عمود بودن، سرب
exactly
درست، عیناً، کاملاً، بدرستى، بکلى، یکسره، چنین است
identic
مساوى، عیناً، همان، منطبق با، یکسان
slapdash
عجول و بى دقت، بى پروا، ناگهان، غفلتا، عیناً، کارى که سرسرى یا از روى بى پروایى انجام دهند، پوشش تگرگى
smack dab
درست، عیناً، حسابى