فرهنگ آریانپور
عیبجویی کردن
#۱۴۱٬۳۶۴
nag
اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو
pick
چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز
henpeck
سعى کردن براى تفوق یافتن (در مورد زوجیه نسبت به شوهر خود)، کوشش در مداخلات جزیى (در کارهاى شوهر) کردن، عیبجویى کردن