فرهنگ آریان‌پور

عیبجویی

#۱۴۱٬۳۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

knock

کوبیدن، زدن، درزدن، بد گویى کردن از، به هم خوردن، مشت، ضربت، صداى تو تو، عیبجویى

۲

criticism

نقد ادبى، انتقاد، عیبجویى، نقدگرى، نکوهش

۳

denunciation

بدگویى، عیبجویى، اتهام، شکایت، چغلى

۴

blame

مقصر دانستن، عیب جویى کردن از، سرزنش کردن، ملامت کردن، انتقاد کردن، گله کردن، لکه دار کردن، اشتباه، گناه، سرزنش captiousness

۵

reproach

سرزنش، عیب جویى، توبیخ، رسوایى، ننگ، عیب جویى کردن از، خوار کردن