فرهنگ آریان‌پور

عوض کردن

#۱۴۱٬۲۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

change

عوض کردن، عوض شدن، تغییر، پول خرد، دگرگون کردن یاشدن، دگرگونى، مبادله، تغییردادن، معاوضه کردن، خرد کردن (پول)، تغییر کردن

۲

swap

معاوضه، عوض کردن، مبادله کردن، بیرون کردن، جانشین کردن، اخراج کردن

۳

vary

تغییردادن، عوض کردن، دگرگون کردن، متنوع ساختن، تنوع دادن به، فرق داشتن، تغییر کردن، تغییر داد

۴

alter

تغییردادن، عوض کردن، اصلاح کردن، تغییر یافتن، جرح و تعدیل کردن، دگرگون کردن، دگرگون شدن

۵

remodel

تغییر وضع دادن، عوض کردن، تعمیر کردن

۶

exchange

معاوضه، مبادله، تبادل، ردوبدل ارز، اسعار، جاى معاملات ارزى و سهامى، بورس، صرافخانه، صرافى، مبادله کردن، عوض کردن، تسعیر یافتن، ردو بدل کننده