فرهنگ آریانپور
عوض
#۱۴۱٬۲۰۷
subbing
عوض، على البدل، (substratum)
succedaneum
عوض، بدل، جانشین، (معنى مجازى) دوا، دوایى که به جاى دواى دیگر تجویز شود
stand in
عوض، جانشین هنرپیشه شدن، قرب و منزلت
lieu
جا، عوض، به جاى، در عوض
reward
پاداش، مزد، اجر، ثواب، تلافى، عوض، جایزه
surrogate
جانشین، قائم مقام، عوض، جایگیر، جانشین شدن، قائم مقام شدن، وکیل شدن payoff
recompense
(حقوق) غرامت، خسارت، جبران، عوض، رفع خسارت، عوض دادن، غرامت پرداختن
reparation
جبران غرامت، تاوان، تعمیر، عوض، اصلاح
substitute
جانشین، بدل، جانشین کردن، عوض، تعویض، تعویض کردن، جابجا کردن
quid pro quo
(لاتین) درعوض، به جاى، عوض، جبران، تعویض
relief
آسودگى، راحتى، فراغت، آزادى، اعانه، کمک، امداد، رفع نگرانى، تسکین، حجارى برجسته، خط بر جسته، بر جسته کارى، تشفى، ترمیم، آسایش خاطر، گره گشایى، جبران، جانشین، تسکینى
requital
سزا، تاوان standin
replacement
جایگزینى، تعویض، جایگزن
consideration
ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات