فرهنگ آریانپور
عود کردن
#۱۴۱٬۱۹۲
recur
عود کردن، تکرار شدن، دور زدن، باز رخدادن
recoil
به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن
relapse
برگشت، عود، عودت، مرتد، به حال نخستین برگشتن، عود کردن
reappear
دوباره نمودار شدن، دوباره نمایان شدن، برگشتن، عود کردن
recrudesce
برگشتن، عود کردن
lapse
نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن
regress
پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن
retrogress
به قهقرا رفتن، پس رفتن، برگشت، ترقى معکوس کردن