فرهنگ آریان‌پور

عوارض

#۱۴۱٬۱۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

due

بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى

۲

duty

کار، خدمت، ماموریت، گماشت، وظیفه، تکلیف، فرض، (در جمع) عوارض گمرکى، عوارض

۳

toll

باج، باج راه، راهدارى، نواقل، عوارض، تحمل خسارت، تعداد تلفات جنگى، ضایعه، صداى طنین زنگ یا ناقوس، طنین موزون، با صداى ناقوس یا زنگ اعلام کردن، هزینه

۴

imposition

تحمیل، تکلیف، وضع، باج، مالیات، عوارض

۵

complication

پیچیدگى، بغرنجى، (پزشکى) عوارض، عواقب

۶

tax

مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر

۷

revenue

عایدى، منافع، بازده، درآمد، سود سهام