واژههای فارسی←عنکوبت - تار -فرهنگ آریانپورعنکوبت - تار -#۱۴۱٬۰۱۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱weftتار عنکوبت، چیز بافته، نمد بافته، تنیدنواژههای نزدیک در الفباعنکبوت زهردار که جنس - نوعی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعنکبوت مانندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعنکبوتیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعنکبوتی که تار می تندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعنکبوتیانمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیعنکبوتیهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر