فرهنگ آریان‌پور

عنان‌ گسیخته

#۱۴۰٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fast

تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً

۲

wayward

خودسر، خود راى، نافرمان، متمرد

۳

ungovernable

غیر قابل کنترل، غیر قابل اداره، وحشى، لجام گسیخته