فرهنگ آریانپور
عمیق
#۱۴۰٬۷۷۷
profound
عمیق، ژرف
fathomless
عمیق، بى انتها
deep
گود، ژرف، عمیق
recondite
پوشیده، نهان، مرموز، عمیق، پیچیده
deep rooted
ریشه کرده، دیرینه، عمیق
sound
صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن sound بسیار
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)