فرهنگ آریان‌پور

عمومی بیماران بستری - اتاق -

#۱۴۰٬۷۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

ward

نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن